زندگی من
درباره وبلاگ


من سارا هستم به وبلاگ من خوش آمدید

پيوندها
[Link_Title]




موضوعات
عکس
عکس

نويسندگان
sara

آخرین مطالب


 
پنج‌شنبه 30 دی 1389 :: 21:59 :: نويسنده : shanel

 

یه نکته هست که می خوام قبل از تست واستون روشن بشه این تست رو از چندین قاتل محکوم به اعدام پرسیدن وجالبه که بدونید همه اونها این تست رو درست جواب دادن درضمن تا98% احتمال میدن که هرکس این تست رو درست حدس بزنه درآینده نچندان دور یک قاتل زنجیره ای خواهد شد.

 

(خدا رو شکر من درست حدس نزدم)

روزی روزگاری در خانواده ای دختر و مادری شاد و خوش بخت زندگی می کردند و بسیار به یکدیگر عشق می ورزیدند تا اینکه ناگهان در شبی سرد و تاریک و در میان صدای رعد وبرق و بارش شدید باران تلفن خانه به صدا درآمد.

دختر جوان شتابان به سوی تلفن رفت و آن را برداشت صدایی لرزان با حالتی غمگین در حال گریه بود دختر گفت: الو...بفرمایید.... صدا به آهستگی گفت منم دایی دیوید و باز شروع کرد به گریه کردن. الیزابت که حالا حسابی ترسیده بود گفت: دایی جون،تو رو خدا حرف بزندید، چی شده؟
دایی دیوید ادامه داد: دخترم خودت رو خیلی ناراحت نکن ولی خاله کتی فوت کرده.
الیزابت شروع کرد به گریه و بعد از پرسیدن ساعت و محل خاکسپاری خداحافظی کرد و رفت تا خبر رو به مادرش برسونه. فردا وقتیکه الیزابت به همراه مادرش به مراسم خاکسپاری خاله کتی میره یه اتفاقی می فته که زندگیش رو تغییر میده.
الیزابت اونجا با یک جوون خوش تیپ و پولداری به نام تئودور آشنا میشه و چند روز بعد همش راجع به تدی با مادرش صحبت میکنه تا جایی که هرروز به عشق اون از خواب بیدار میشه و با یاد اوون می خوابه.
ولی چون در اون شرایط نتونسته بود از تدی آدرس یا شماره تلفنش رو بگیره به هیچ وجه نتونست دیگه اوون رو ببینه و هر روز هم بیشتر از روز قبل عاشق تدی می شد و مدام میگفت که اون مرد رویاهاش رو پیداکرده و عاشق شده و... تا اینکه بعد از شش ماه مادر الیزابت به طرز مشکوک و عجیبی میمیره.

 

وقتی کارگاه برای بررسی علت مرگ مادر الیزابت به اونجا میاد می فهمه که مرگ مادر الیزابت به دلیل ...

 

خب حالا یه ذره فک کنین

 

حالا امیدوار باشین که غلط گفته باشین که پس فردا قاتل نشین

 

.

 

.

 

.
.

.

.

جواب: خب دختره بعد از 6 ماه عذاب کشیدن از دوریه تئودور اومد پیش خودش فکر کرد گفت اون برای خاک سپاریه خاله کتی اومده بود پس اگه مادرم رو بکشم حتما برای خاکسپاریه مادرم هم میاد و میتونم ازش شماره یا آدرسی بگیرم. اینطور شد که زد مادرش رو کشت تا بهونه ای بشه برای دیدن دوباره ی تئودور.

 

پنج‌شنبه 30 دی 1389 :: 21:22 :: نويسنده : shanel


بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است .

آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است .


آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست.

هرکس قادر به تملک و ارادۀ نفس خود باشد آزادی حقیقی را به دست آورده است .


آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست .

رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی .

آزادی این نیست که هرکس هرچه دلش خواست بکند ، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند .


آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم .

حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر .

 

تا آخر بخون و عمل کن...



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 30 دی 1389 :: 20:55 :: نويسنده : shanel

سلام شرمنده این مدت نبودم سرم شلوغه انشاالله بعد از کنکورم کولاک میکنم
دلم واسه تک تکتون تنگ شده به خاطر شما ها نتونستم این وبلاگ رو ببندم دوستای گلم

سعی میکنم زود به زود اپ کنم دوستون دارم


بالاخره امتحانات هم تموم شد ...   جاتون خالی حال کردم.چون همه رو تقلب کردم به قول دوستم اسم منو توی کتاب رکوردهای گینس مینویسن.هیچ کس تا حالا حریف من نشده .راستی شما هم بیاین بگین روشهای تقلبتونو، ما که غریبه نیستیم نگین که تقلب نکردین که باور نمیکنم حالا مثل یه بچه خوب بگو...

از اونجایی که خودم اهل تقلبم و امیدوارم شما هم همین طور باشید برین ادامه مطلب...


 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 04 مهر 1389 :: 17:32 :: نويسنده : shanel

امروز كه چهارم مهر بود براي من روز اول مدرسه بود .

مدرسه ما كه روزاي پنج شنبه و شنبه تعطيله (البته فقط براي چهارمي ها ) شما چطور؟ 

بزاريد كلاسمون رو براتون توصيف كنم :

وقتي وارد حياط مدرسه ميشين ساختمان مدرسه رو ميبينين كه ما هيچ سهمي توش نداريم بايد كمي بچرخي طرف wc كنارش كه قبلا انبار بود رو كردن كلاس ما كلاسي كاملا مجهز به همه چيز كه اين چيزا شامل چند صندلي و يه تخته ميبيني به چه سختي دارم درس مي خونم 

البته فكر نكنين كه مدرسمون از اون سطح پاييناست به خاطر اينكه پيش دانشگاهي حذف شد مدرسه با كمبود كلاس مواجه شد . 

لطفا يه كم برام دل بسوزونين . فعلا باي 

 

شنبه 27 شهریور 1389 :: 22:44 :: نويسنده : shanel

ادامه داره.... 



ادامه مطلب ...
شنبه 20 شهریور 1389 :: 00:42 :: نويسنده : shanel

بقيه شو حتما ببين ضرر مي كني نبيني... 



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 16 شهریور 1389 :: 01:45 :: نويسنده : shanel

بقيه رو حتما ببين... 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 14 شهریور 1389 :: 02:50 :: نويسنده : shanel

برو ادامه مطلب ببين



ادامه مطلب ...

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران